تو کجایی که شوم من چاکرت
داشتم با خودم فک می کردم:
این امام رضا هم عجب حوصله ای داره! حوصله ش سر نمی ره؟
۱۰۰۰ ساله که این ملت شب و روز دست از سرش بر نمی دارن و حتی یه لحظه هم سرش خلوت نیست!
شنیدم خانم پشت سرم نجوا می کرد :
رضا جونم! عزیزم، عزیز دلم! قربونت برم! قربون مهمون نوازیت برم که حتی یه لحظه هم بدون مهمون نمی تونی تحمل کنی...
+ نوشته شده در یکشنبه سی ام آبان ۱۳۸۹ ساعت 14:1 توسط نرگس
|